کوچینگ سوماتیک
تعداد نظرات :0
آنچه در این مقاله میخوانید ..

سوماتیک کوچینگ (Somatic Coaching) یا کوچینگ تنانه، رویکردی در کوچینگ است که بدن را بخشی از فرایند آگاهی، یادگیری و تغییر می‌داند. در این رویکرد، مراجع فقط درباره افکار، تصمیم‌ها و اهداف خود صحبت نمی‌کند؛ بلکه به احساسات بدنی، تنفس، وضعیت بدن، حرکت، تنش، انرژی و الگوهای جسمانی خود نیز توجه می‌کند.

واژه Somatic از واژه یونانی Soma می‌آید و در این حوزه به بدن نه صرفاً به‌عنوان یک ساختار فیزیکی، بلکه به‌عنوان بدنِ زیسته و تجربه‌شده از درون اشاره دارد.

از این منظر، تجربه انسان فقط در ذهن اتفاق نمی‌افتد. نحوه ایستادن، تنفس کردن، حرکت کردن، نزدیک یا دور شدن از دیگران و واکنش بدن در شرایط فشار نیز بخشی از تجربه ماست.به همین دلیل، سوماتیک کوچینگ پرسشی متفاوت مطرح می‌کند:

اگر بدن نیز بخشی از تجربه، عادت‌ها و شیوه حضور ما در جهان است، چرا فرایند کوچینگ باید فقط از طریق گفتگو و تفکر انجام شود؟

تفاوت سوماتیک کوچینگ با کوچینگ معمول چیست؟

بخش زیادی از کوچینگ از طریق زبان انجام می‌شود. مراجع مسئله‌ای را مطرح می‌کند، کوچ سؤال می‌پرسد و از طریق تأمل و گفتگو امکان‌های تازه‌ای آشکار می‌شوند.کوچینگ سوماتیک این فرایند را کنار نمی‌گذارد؛ بلکه کانال دیگری از اطلاعات را نیز وارد گفتگو می‌کند: بدن.فرض کنید مدیری درباره جلسه‌ای دشوار با اعضای تیمش صحبت می‌کند. او می‌گوید:

من در آن جلسه کاملاً آرام بودم.

یک کوچ ممکن است درباره افکار، احساسات یا تصمیم‌های او سؤال کند.کوچ با رویکرد سوماتیک ممکن است علاوه بر اینها بپرسد:

وقتی درباره آن جلسه صحبت می‌کنی، همین الان در بدنت چه چیزی متوجه می‌شوی؟

ممکن است فرد تازه متوجه شود فکش منقبض شده، شانه‌هایش بالا آمده، نفسش کوتاه شده یا بدنش به سمت عقب رفته است.این مشاهده قرار نیست فوراً تفسیر شود. هدف ابتدا افزایش آگاهی است.بدن می‌تواند اطلاعاتی در اختیار ما قرار دهد که هنوز به زبان تبدیل نشده‌اند.

ریچارد استروزی و کوچینگ سوماتیک

یکی از مهم‌ترین نام‌ها در شکل‌گیری کوچینگ سوماتیکِ مدرن، ریچارد استروزی و موسسه استروزی است.استروزی طی چند دهه رویکردی را توسعه داده است که بدن، یادگیری، رهبری و تغییر رفتار را به یکدیگر مرتبط می‌کند. متدولوژی سوماتیک استروزی عناصر مختلفی از جمله تمرین‌های بدنی، ذهن آگاهی، هنرهای رزمی، ارتباط عمل‌محور و کار با الگوهای تثبیت‌شده را با یکدیگر ترکیب می‌کند.

در نگاه استروزی، دانستن لزوماً به معنای توانستن نیست.ممکن است مدیری دقیقاً بداند که باید در برابر فشار آرام‌تر باشد، بهتر گوش دهد یا کمتر کنترل کند، اما وقتی دوباره تحت همان فشار قرار می‌گیرد، بدن و رفتار او به همان الگوی آشنای قبلی بازگردند.بنابراین تغییر پایدار فقط به بینش نیاز ندارد؛ باید به چیزی تبدیل شود که فرد بتواند در عمل و تحت فشار نیز آن را زندگی کند.

موسسه استروزی این فرایند را با مفهوم یادگیری بدنمند(Embodied Learning) توضیح می‌دهد: توانایی انجام کنش جدیدی که با ارزش‌ها و تعهدات فرد هماهنگ است، حتی زمانی که فشارهای قدیمی همچنان وجود دارند.

برای مطالعه دقیق تر روش کوچینگ ریچارد استروزی می توانید کتاب “هنر کوچینگ تنانه “ وی را مطالعه کنید که توسط انتشارات سنجاق در حال چاپ و انتشار است.

تجربه‌های زندگی چگونه در بدن ما شکل می‌گیرند و نمود پیدا می‌کنند؟

یکی از مفاهیم مهم در سوماتیک استروزی مفهوم شکل گیری(Shaping) است.ما در طول زندگی فقط مجموعه‌ای از باورها و خاطرات ایجاد نمی‌کنیم. خانواده، فرهنگ، شغل، روابط، موفقیت‌ها، شکست‌ها و شیوه سازگاری ما با محیط می‌توانند در نحوه حضور جسمانی ما نیز ظاهر شوند.

استروزی از شکل گیری برای توضیح گرایش‌هایی استفاده می‌کند که در طول تاریخ فردی و اجتماعی در نحوه حضور و رفتار ما شکل گرفته‌اند.

برای مثال، فردی ممکن است یاد گرفته باشد هنگام تعارض عقب‌نشینی کند. دیگری ممکن است در مواجهه با عدم قطعیت بلافاصله کنترل بیشتری اعمال کند.هدف کوچینگ سوماتیک این نیست که این الگوها را «بد» اعلام کند. بسیاری از آنها زمانی برای ما مفید بوده‌اند.پرسش مهم‌تر این است:

آیا این الگو هنوز انتخاب ماست، یا بدون آنکه متوجه باشیم ما را هدایت می‌کند؟

سنترینگ؛ بازگشت به انتخاب

یکی از شناخته‌شده‌ترین تمرین‌ها در بسیاری از رویکردهای تنانه سنترینگ(Centering) است.در این تمرین، فرد توجه خود را به بدن، تنفس، مرکز ثقل، زمین و فضای اطراف برمی‌گرداند تا از واکنش خودکار فاصله گرفته و ظرفیت بیشتری برای پاسخ آگاهانه پیدا کند.

در نگاه استروزی، سنترینگ صرفاً یک تکنیک آرام‌سازی نیست؛ با حضور بدنمند و توانایی جهت دادن آگاهانه به انرژی و عمل ارتباط دارد. برای یک رهبر، این تفاوت می‌تواند بسیار عملی باشد.

فرد ممکن است نتواند فشار جلسه را حذف کند؛ اما می‌تواند ظرفیت خود را برای ماندن در آن فشار بدون بازگشت فوری به رفتارهای همیشگی توسعه دهد.

بدنمندی رهبری

رویکرد دیگری که ارتباط نزدیکی با کوچینگ تنانه و توسعه رهبری دارد،بدنمندی رهبری(Leadership Embodiment) است که توسط وندی پالمر( Wendy Palmer) توسعه یافت.این رویکرد از ذهن آگاهی( Mindfulness) و اصول آیکیدو(Aikido) استفاده می‌کند تا افراد بتوانند واکنش‌های الگو وار خود را در شرایط فشار تشخیص دهند، سنتر شوند و پاسخ‌های سنجیده‌تری ایجاد کنند. در اینجا بدن فقط موضوع مشاهده نیست؛ به محیطی برای تمرین رفتار جدید تبدیل می‌شود.ممکن است فرد شیوه ایستادن، تنفس یا جهت توجه خود را تغییر دهد و بررسی کند که این تغییر چگونه بر کیفیت حضور، ارتباط و واکنش او اثر می‌گذارد.

این موضوع به‌ویژه در کوچینگ رهبری اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا حضور رهبر فقط از کلماتی که می‌گوید ساخته نمی‌شود.سرعت صحبت، سکوت، تنفس، حالت بدن، نگاه، فاصله و کیفیت حضور نیز بخشی از تجربه‌ای هستند که دیگران از او دارند.

پیتر لوین و تجربه گری سوماتیک چه ارتباطی با کوچینگ سوماتیک دارند؟

یکی دیگر از نام‌های مهم در حوزه رویکردهای بدن‌محور پیتر لوین(Peter A. Levine) است.

لوین بنیان‌گذار Somatic Experiencing (SE)  است؛ رویکردی بدن‌محور برای کار با تروما و اختلالات مرتبط با استرس. بنابراین تجربه گری سوماتیک را نباید یک مدل کوچینگ دانست.

با این حال، برخی مفاهیم این حوزه برای فهم تجربه بدنی در کوچینگ نیز اهمیت پیدا کرده‌اند؛ به‌خصوص توجه به سیستم عصبی، برانگیختگی، احساسات بدنی و ظرفیت فرد برای ماندن با تجربه دشوار بدون غرق شدن در آن.

برای مثال، وقتی فرد تحت فشار شدید قرار می‌گیرد، همیشه نمی‌توان انتظار داشت صرفاً با یک سؤال قدرتمند به مسئله نگاه متفاوتی پیدا کند.گاهی ابتدا باید متوجه شویم بدن در حال انجام چه کاری است.

  • آیا فرد منقبض شده است؟
  • آیا تنفس محدود شده؟
  • آیا میل به فرار، مقابله یا بی‌حرکتی وجود دارد؟

این آگاهی می‌تواند امکان انتخاب بیشتری ایجاد کند.اما مرز مهمی نیز وجود دارد: کار درمانی با تروما وظیفه کوچ نیست، مگر اینکه فرد صلاحیت حرفه‌ای مستقل و مرتبط برای آن داشته باشد. استفاده از آگاهی تنانه در کوچینگ با درمان PTSD یا پردازش تروما یکی نیست.

مهم‌ترین روش‌ها و تکنیک‌های کوچینگ سوماتیک کدام‌اند؟

کوچینگ سوماتیک یک متد واحد و استاندارد نیست. رویکردهای مختلف تکنیک‌های متفاوتی دارند، اما چند دسته تمرین در بسیاری از آنها دیده می‌شود.

الف- آگاهی تنانه (Somatic Awareness )یعنی توجه به آنچه همین حالا در بدن تجربه می‌شود؛ مانند فشار، گرما، انقباض، لرزش، سنگینی، سبکی یا حرکت.

ب- توجه به تنفس(Breath Awareness )به مشاهده کیفیت تنفس می‌پردازد؛ نه لزوماً برای تغییر فوری آن، بلکه برای شناخت رابطه میان تنفس و تجربه فرد.

ج- سنترینگ به فرد کمک می‌کند در شرایط فشار ارتباط خود را با بدن، زمین، تنفس و فضای پیرامون بازیابد.

د-نحوه ایستادن، نشستن یا حرکت (Posture and Movement Exploration )که توجه به این موارد را وارد فرایند کاوش می‌کند. گاهی یک تغییر کوچک در وضعیت بدن تجربه کاملاً متفاوتی ایجاد می‌کند.

ه-آزمایش بدنمند(Embodied Experiment) به فرد اجازه می‌دهد شیوه دیگری از حضور یا عمل را در جلسه تجربه کند، نه اینکه فقط درباره آن صحبت کند.

و- در نهایت، تمرین تنانه (Somatic Practice )اهمیت ویژه‌ای دارد. تغییر بدنمند معمولاً با یک تجربه کوتاه ایجاد نمی‌شود؛ رفتار جدید باید تمرین شود تا به ظرفیت قابل دسترس‌تری تبدیل شود.

سوماتیک کوچینگ در کوچینگ مدیران و رهبران چه کاربردی دارد؟

برای من، اهمیت کوچینگ سوماتیک به‌خصوص در کوچینگ مدیران و کوچینگ رهبری آشکار می‌شود.رهبران دائماً با فشار، تعارض، عدم قطعیت، تصمیم‌های دشوار و روابط پیچیده مواجه‌اند. در چنین شرایطی دانستن اینکه «یک رهبر خوب چگونه باید رفتار کند» الزاماً باعث نمی‌شود فرد بتواند همان رفتار را در لحظه واقعی انجام دهد.

ممکن است مدیر بداند باید گوش دهد، اما هنگام مخالفت دیگران بدنش برای دفاع آماده شود.بداند باید اختیار واگذار کند، اما با افزایش عدم قطعیت دوباره کنترل را به دست بگیرد.بداند باید در یک گفت‌وگوی دشوار حضور داشته باشد، اما بدنش او را به اجتناب سوق دهد.در چنین موقعیت‌هایی، کوچینگ تنانه پرسش دیگری به توسعه رهبری اضافه می‌کند:

وقتی تحت فشار قرار می‌گیری، چه اتفاقی برای شیوه حضور تو می‌افتد؟

و سپس:

چگونه می‌توان ظرفیت متفاوتی را نه فقط فهمید، بلکه تمرین و بدنمند کرد؟

آیاکوچینگ سوماتیک همان توجه به زبان بدن است؟

خیر.

کوچینگ تنانه به معنای خواندن زبان بدن مراجع و تفسیر حرکات او نیست.اگر مراجع دست‌هایش را روی سینه گذاشته است، کوچ نباید فوراً نتیجه بگیرد که “تو بسته یا دفاعی هستی.”

رویکرد کوچینگی و بدون قضاوت این است که مشاهده را بدون تفسیر مطرح کنیم: متوجه شدم وقتی درباره این موضوع صحبت کردی دست‌هایت را جمع کردی. خودت در این وضعیت چه چیزی تجربه می‌کنی؟

معنا متعلق به تجربه مراجع است، نه تفسیر کوچ.این تمایز بسیار اهمیت دارد.

بدن؛ منبع دیگری برای دیدن

من کوچینگ تنانه را جایگزین گفت‌وگو، تفکر یا سایر رویکردهای کوچینگ نمی‌بینم.بدن منبع دیگری برای دیدن است.

گاهی یک پرسش، امکان تازه‌ای ایجاد می‌کند. گاهی یک سکوت. گاهی توجه به رابطه. و گاهی چیزی به سادگی متوجه شدن اینکه هنگام گفتن یک جمله، نفس خود را نگه داشته‌ایم.در کوچینگ تنانه قرار نیست بدن را به چیزی تبدیل کنیم که کوچ آن را «رمزگشایی» کند.

هدف این است که مراجع بتواند تجربه خود را کامل‌تر ببیند؛ فکر، احساس، بدن، رابطه و بستر را در کنار یکدیگر قرار دهد و از میان واکنش‌های خودکار، امکان انتخاب بیشتری پیدا کند.شاید یکی از مهم‌ترین ایده‌هایکوچینگ سوماتیک نیز همین باشد:

تغییر زمانی عمیق‌تر می‌شود که علاوه بر آگاهی بتوانیم در زندگی واقعی ، متفاوت حضور پیدا کنیم و متفاوت عمل کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فیلتر قیمت
‫فیلتر قیمت - اسلایدر
1تومان — 110,000تومان